پیشگفتار:
بازیگر معمولا کم حرف است و سلیس سخن نمیگوید. اغلب نمیداند چه میکند و یا چطور دست به انجام آن عمل زده است. همان است که از او بازیگر ساخته است. حتی زمانی هم که بداند چه میکند برایش سخت دشوار است که آن را بر زبان آورد یا دربارهاش بنویسد. او فقط میتواند آن را بازی کند. زبانش زبان حرکت است. زبان اشارات است. زبان صوت، زبان خلق و ارائه شخصیتی است که اعمال گوناگونی انجام داده و یا هنوز به آن دست نزده است. از طرف دیگر، درام نویس کلمات را آسان به کار میگیرد، سلیس مینویسد، شخصیت نمایشی، موقعیت و حوادث را به روش و تعبیر خود توصیف میکند.
از آنجا که جز از طرف منتقدان و درام نویسان مطلب چندانی درباره هنر بازیگری عرضه نشده است؛ باید اذعان داشت که مجموعه مقالات موجود که بازیگر را در درجه اول به خود او و سپس به دیگران به خوبی بشناساند بسیار اندک است.
از آنجا که تمامی ابزار بازیگر بدن، ذهن و روح اوست، جداسازی و یا بکارگیری خاص آنها بسیار دشوارتر از ابزاری است که از چوب یا آهن ساخته شده باشد. تمرکز و مشاهده، تجربه و خاطره، حرکت و سکون، خلق و ارائه، از جمله ارکانی است که بازیگر بایستی به خدمت استعداد خود درآورد.
برگرفته از کتاب شش درس نخست بازیگری از ریچارد بولسلاوسکی
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده