تئاتر پوچی یا ابزورد، عبارتست از یک واقعیت روانشناختی که به وسیلهی تصاویر، نشان داده میشود و آن تصاویر عبارتست از حالات، فکر، وحشت، آمال، کابوسها و چیزهایی که با شخصیت مولف نمایشنامه اختلاف دارند و هیجان دراماتیکی که از این نوع تئاتر در تماشاگر بهوجود میآید، به کلی با هیجان ناشی از کاراکترهای معلوم و مشخص که در یک نمایشنامه مدون و منظم وجود دارد، فرق فارق و فاحشی دارد.
به طورکلی در نمایشنامههای منظم، انگیزه و مایهی نمایش و آنتریکهای آن و راهحل نهایی، به گونهای دنیا را متجلی میسازد که میتوان استنتاجها و برآیندهای موثر و استنباطهای جالبی را حاصل نمود؛ زیرا علت و سبب نمایش، بر پایهی واقعیتهایی گذاشته شده که میتوان دریافت، فرایافت زندگی انسان و روش، منش و مشیای را که در پیش میگیرد، چگونه است. این روش حتی در مورد نمایشنامههای جمعوجوری که به اصطلاح «نمایشنامههای مجلسی» خوانده میشود و در سالنی کوچک برصحنه میآیند، صدق میکند و حتی در آن نمایشها، به مناسبت اینکه هدف زندگی اکنونی و دنیوی محدودتر و بستهتر است، تماشاگر زودتر نتیجه میگیرد و هنوز پردهی اول نمایش خاتمه نیافته، میفهمد که هر پسری که در نمایشنامه حضور دارد، آرزویی جز این ندارد که به دختر مطلوب خود برسد. در تئاتر پوچی، نمایشنامه با یک ایده و آرمان بخصوص شروع نمیشود، بلکه با تصاویر شاعرانه آغاز میگردد. در این تئاتر، هیچ مسئلهی ویژهی اندیشورانه مطرح نمیگردد تا اینکه راه و دریچهای برای استنتاجهای آتی بهوجود آید و تماشاگر از نتیجهی تئاتر درس بیاموزد یا عبرت بگیرد.
یک قسمت از آثار پوچی، دارای استخوانبندی مدوراند، یعنی به همان شاکله و شیوهای که شروع میشوند؛ خاتمه مییابند. استخوانبندی برخی دیگر از نمایشنامههای تئاتر پوچی، ضمن نمایش و در حدود وضعی که در آغاز نمایش داشتهاند توسعه مییابند. در تئاتر پوچی، این مسئله وجود ندارد که تمام اعمال انسان دارای علت و معلول است. و نیز نشانهای از وجود کاراکترهای بشری که از لحاظ جوهر و فطرت، ثابت و تحولناپذیرند؛ وجود ندارد. تئاتر پوچی، مسایل نمایش خود را برمبنای آنتریکها قرار نمیدهد تا بیننده را در حال انتظار تواءم با التهاب قرار دهد؛ در صورتی که در تئاترها و رپرتوارهای دراماتیک دیگر، تماشاگران ممکن است در حالت و فضای مشابه بسر برند تا اینکه بدانند در صحنهی دیگر چه اتفاق میافتد و آنچه در انتظارش هستند چگونه ظهور میکند.
در تئاتر پوچی، تماشاگر مقابل اعمالی قرار میگیرد که به ظاهر بدون علتاند. و کاراکترهایی میبیند که مدام در حال جذر و مد هستند و با آشنایی و قواعدی که از کاراکترها در دست دارد وفق و همگونی نمیدهد. در تئاتر پوچی هم تماشاگر ممکن است از خود بپرسد که در صحنهی دیگر چه اتفاق خواهد افتاد. اما در صحنهی دیگر اتفاقی که او در انتظارش باشد بهوقوع نمیپیوندد. چون وقایعی که اتفاق میافتد، براساس احتمالی که تماشاگر بتواند طبق علل، جهات و مختصات کاراکترها حدس بزند، نیست.
اوژن یونسکو در مقالهای به عنوان «آزمایش تئاتر» چنین مینویسد:
«شکسپیر به من گفت هر انسانی به تنهایی میمیرد و هر کدام از ارزشهای آدمی، عاقبت تا مرحلهی پست فلاکت تنزل میکنند. با این کلمات، شکسپیر خواسته است که سرگذشت «ریچارد دوم» را بیان نماید. هرگاه او، سرگذشت مردی دیگر را بیان نمود، در من اثر نمینمود. چون سیل تاریخ، سرگذشت افراد را از بین میبرد، اما زندان «ریچارد دوم» را نتوانسته سیل تاریخ منهدم کند و هنوز دیوارهای نامرئی آن زندان برپاست؛ در صورتی که از آن تاریخ تا امروز، فلسفهها و ایدئولوژیهای متعدد فروپاشیده و از بین رفتهاند. و آنچه دیوارهای آن زندان نامرئی را تا امروز حفظ کرده و پاس داشته، تئاتر است؛ یعنب موضوع تئاتر و جوهر و ماهیت و جهاننگری آن و نیز زبان تئاتر سبب گردیده که دیوارهای آن زندان باقی بماند و تئاتر پوچی بر سر آن است که چنین اندیشهای را در تئاتر به کار برد، تا هیچ ایدئولوژی و دانش و بینشی قادر به از بین بردن و متلاشی و فروپاشی آن نباشد. و چنان استخوانبندی و تار و پودی از تئاتر بسازد و ببافد که تمام قواعد قدیم تئاتر، تحتالشعاع و در سایهی آن قرار گیرد».
«کنت تای نن»، ضمن مباحثهی خود با یونسکو گفته است که وی انتظار دارد، هنرپیشهای که اثری را به تماشاگر ابلاغ میکند و انتقال میدهد، صادق باشد.
«یونسکو» جواب داده است که من آنچه خود میبینم به تماشاگر انتقال میدهم. و این گفته با نظریهی «تای نن» مغایرت ندارد. تئاتر پوچی که به غیر از اضطراب و ناامیدی در پیرامون نوع بشر چیزی را نشان نمیدهد، منظورش این نیست که انسان تسلیم آن حالت یاءسآمیز گردد، بلکه هدفش این است که انسان با دنیایی که در آن زندگی میکند، بهگونه ای کنار بیاید؛ منتها قصد دارد که نوع بشر طوری با واقعیتها کنار بیاید که دچار و گرفتار اوهام نباشد. بنابراین، در غیر این صورت همواره مواجه با ناامیدیها و پریشانحالیها و روانژندیها خواهد شد. این نوع تئاتر، مذهب را هم تقریب مینماید.
برگرفته از فصلنامه هنر
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده