» نکتههایی مفید و مهم از کتاب شش درس نخست بازیگری5:
درس پنجم- مشاهده:
تئاتر جایی است که در آن از آموزش و موعظه خبری نیست. تنها چیزی که روی آن حساب میشود؛ فقط تمرین است و تمرین.... بازی در واقع انتهای خط یک سلسله عملیات طولانی است. باید هر چیزی را که به این انتها راه پیدا میکند تمرین نمود. وقت بازی که فرا برسد دیگر خیلی دیر شده است.... الهام قاعدتا نتیجه ممارست شدید بازیگر است، ولی تنها چیزی که میتواند موجب الهام در بازیگر شود مشاهده مداوم و دقیق او از زندگی روزمره است.
جوان: قدرت مشاهده به چه درد بازیگری میخورد؟
استاد: به هنرجو امکان میدهد تا هر چیز غیرمعمول و دور از زندگی روزمره را مورد توجه قرار دهد. حافظه او را پیریزی میکند و تمام نشانههای بصری روح انسان را در آن جای میدهد. او را در برابر صمیمیت و باور نسبت به نقش حساس میکند. حافظه حواس و عضلات او را تقویت نموده و او را برای انجام هر کاری که نقش طلب میکند مهیا میسازد. چشمان او را برای شناخت ارزشهای مختلف انسانها و آثار هنری کاملا باز نگه میدارد و بالاخره این که، با استفاده گسترده از هر آنچه که در زندگی بیرونی اوست، زندگی درونیش را غنیتر مینماید... در زندگی ما همه چیز را میبینیم، و هیچ چیز هم در خاطرمان نمیماند. ولی در تئاتر، که مجبوریم زندگی را بازسازی کنیم نباید اینگونه عمل کنیم. ما مجبوریم ابزاری را که میخواهیم از آنها استفاده کنیم با دقت مورد توجه قرار دهیم.
جوان: بازیگران خبره در زندگی به اینطرف و آنطرف سرک میکشند و آشنایان، بستگان و عابران را جاسوسوار زیر نظر میگیرند؟
استاد: باید بگویم همینطور است. گذشته از این بازیگران باید در مورد خودشان هم جاسوسی کنند.... وگرنه از کجا بدانند چه کاری را میتوانند انجام دهند و چه کاری را نمیتوانند.
جوان: سه ماه از ساعت ۱۲ تا یک هر روز هر کجا بودم و هر کاری که میکردم اشیا و آدمهای اطرافم را با دقت مشاهده میکردم. بین ساعت یک تا دو که وقت ناهارم بود تمام مشاهدات آن روز را مرور میکردم. اگر موقع ناهار تنها بودم مشاهداتم را بازسازی میکردم....این تمرین سبب شد همان قدر تجربهام غنی شود که کروسوس در طلا. در ابتدای کار مرتب مشاهداتم را یادداشت میکردم ولی حالا نیازی به آن نمیبینم. همه چیز خودبهخود در ذهنم ثبت میشود و ضمن تمرین، یادآوری و بازسازی خود را ده برابر هوشیارتر از قبل مییابم. زندگی برایم عالی جلوه میکند.
استاد: باید تجربیات را یافت و برای استفاده در لحظات ضروری به حافظه سپرد. باید از نقطه آغازین شروع کرد... در تئاتر ما دایره مشاهده خود را بازتر و بازتر میکنیم. از همه چیز و همه کس استفاده مینمائیم، منتهی با این فرق که تعریف نمیکنیم، بلکه بازسازی مینمائیم.
برگرفته از کتاب شش درس نخست بازیگری از ریچارد بولسلاوسکی


وبلاگ نماهنر
مطلب مرتبط
طرز تهیه دسر میوهای با پودینگ وانیلی در لیوان